شعری برای میلاد پیامبر اکرم (ص)
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان، با من سحر کن
بشکن سر من، کاسه ها و کوزه ها را
کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن
گل های شمعدانی همه شکل تو هستند
رنگین کمان را، به سر زلف توبستند ...
تا طاق ابروی بت من تا به تا شد
دردی کشان پیمانه هاشان را شکستند
تو میرِ عشقی، عاشقان بسیار داری
پیغمبری با جان عاشق کار داری
یک چکه ماه افتاده بر یاد تو و وقت سحر
این خانه لبریز تو شد ، شیرین بیان ، حلوای تر
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن
یک امشبی با من بمان، با من سحر کن ...
شعر از محمد صالح علاء
+ نوشته شده در دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۵۶ ب.ظ توسط علی نظری
|